فرزند ما

خرید بک لینک
خانم خانوما، سه هفته از سرماخوردگیت نگذشته بود که دوباره سرما خوردی. آبریزش و گلودرد داشتی و دو روز خیلی خیلی اذیت شدی و شبها نیم ساعت یکبار بیدار میشدی گریه میکردی. بعد از سه روز بهتر شدی و سرفه افتادی. سرفه هات شدید شد و با پنبه داغ کردن مامان شهناز و شربت گیاهی بهتر شدی. بابا محسن هم شروع سرماخور فرزند ما...

ما را در سایت فرزند ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:11

جایی بخوام ببرمت، حتی پارک، باید به زور آماده ت کنم. هزارجور بازیگوشی داری تا لباس تنت کنم. با زور میبرمت بیرون، به زور برت میگردونم خونه! وقتی میخوایم برگردیم، هرجایی باشی میگی: شما برین، من اینجا می باشم! در حال انجام کار بدی باشی، خودت داد میزنی میگی: مامان منو نبینیا!!! یه بار این حرفو زدی، اومد فرزند ما...

ما را در سایت فرزند ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:11

خوش به حالت دخترکم که کوچیکی و چیزی از وقایع این چند روز یادت نمیمونه... دایی شهرام یک هفته خونه مامان شهناز خوابیده بود. مریض بود. ما تقریبا هر روز رفتیم پیششون. دایی رفت شیراز برای پیوند کبد، که دیگه بر نگشت... خوش به حالت که نمیدونی دور و برت چه خبره میخوام این پست رو از حرفای دایی شهرام بگم. خیل فرزند ما...

ما را در سایت فرزند ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:11

شما بزرگ میشی و ما... عزیز دلم هرچند وقت یکبار یاد دایی شهرام می افتی و می پرسی کجاست برای هیچ مراسمی نبردمت، تا نبینی و دلت نشکنه همینکه پیش مامان شهناز و باباحاجی هستی و به خاطر وجود تو گریه و بی قراری نمیکنن، خیلی خوبه چند وقته مسواک میزنی، یه کلیپ خارجی از مسواک زدن دیدی و از اون به بعد دندونات فرزند ما...

ما را در سایت فرزند ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:11

سه سالگیت مبارک دخترکم بخاطر سفرکردن دایی شهرام! تا الان 4 تا تولد بدون جشن گذشته. تولد حامی، مامان شهناز، بابا حاجی و شما. مامان شهناز 20 تومان بهت کادو داد و البته 3 دست لباس برات سفارش داده که آزاده بدوزه و من بیخبر بودم. مریض شدی دوباره و با شیاف و شربت استامینوفن و دیفن هیدرامین داری سرماخوردگی فرزند ما...

ما را در سایت فرزند ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:11

خیلی وقته برات ننوشتم، منو ببخش دختر نازم فهمیده شدی، چیزی نمیتونم از شدت فهم و درکت بگم! فقط همین که فهمیده شدیفقط هنوز کمی جیغ میزنی و بداخلاقی حرفهای با مزه ای این مدت زدی که بعضی هاشو نوشتم و خدا بخواد سر فرصت میام مینویسم حدود 2 هفته ست از صبح بیدار میشی میگی برم مامان جون! وقتی میری هم برنم فرزند ما...

ما را در سایت فرزند ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:11

خانوم شدی، بزرگ شدی و فهمیده. جیغ میزنی و بعضی وقتا هم حسابی رو اعصابی! وقتایی که جیغ میزنی بیشتر از خودت داری دفاع میکنی شیرین زبون تر شدی ماشالله. حرفای ما رو با افکار بچه گونه خودت میسنجی و خاطرات بانمک برامون میسازی یه بار هی گفتی دلم درد میکنه، بعد اومدی گفتی خوب شدم. من سرم به کار بند بود. چ فرزند ما...

ما را در سایت فرزند ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 6:11

صفحه بندی